السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
10
تفسير الميزان ( فارسي )
سلام مىكند ، و چون به لغوى بر خورد كند آبرومندانه مىگذرد . و از همين جا روشن مىشود كه وصف مؤمنين به اعراض از لغو كنايه است از علو همت ايشان ، و كرامت نفوسشان . * ( « وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ » ) * نام بردن زكات با نماز ، قرينه است بر اينكه مقصود از زكات همان معناى معروف ( انفاق مالى ) است ، نه معناى لغوى آن كه تطهير نفس از رذائل اخلاقى مىباشد . البته احتمال دارد كه معناى مصدرى آن مقصود باشد كه عبارت است از تطهير مال ، نه آن مالى كه به عنوان زكات داده مىشود ، براى اينكه سوره مورد بحث در مكه نازل شده كه هنوز به زكات به معناى معروف واجب نشده بود و قبل از وجوب آن در مدينه زكات همان معناى پاك كردن مال را مىداد ، بعد از آنكه در مدينه واجب شد ( به طور علم بالغلبه ) اسم شد براى آن مقدار از مالى كه به عنوان زكات بيرون مىشد . با اين بيان روشن گرديد كه چرا فرمود « زكات را عمل مىكنند » و نفرمود « زكات را مىدهند » . پس معنايش اين است كه : مؤمنين كسانى هستند كه انفاق مالى دارند . و اگر مراد از زكات خود مال بود معنا نداشت آن مال را فعل متعلق به فاعل دانسته و بفرمايد : زكات را عمل مىكنند ، و به همين خاطر بعضى « 1 » كه زكات را به معناى مال گرفتهاند ، مجبور شدهاند لفظ « پرداختن » را تقدير گرفته و بگويند تقدير آيه « و الذين هم لتادية الزكاة فاعلون » است و باز به همين جهت بعضى « 2 » ديگر ناگزير شدهاند زكات را به معناى تطهير نفس از اخلاق رذيله بگيرند تا از اشكال مذكور فرار كرده باشند . و در اينكه فرموده : « للزكاة فاعلون » و نفرموده : « للزكاة مؤدون » اشاره و دلالت است بر اينكه مؤمنين به دادن زكات عنايت دارند ، مثل اينكه كسى شما را امر كرده باشد به خوردن آب ، در جواب بگويى « خواهم نوشيد » كه آن نكته عنايت را افاده نمىكند ، ولى اگر بگويى « من فاعلم » آن عنايت را مىرساند . دادن زكات هم از امورى است كه ايمان به خدا اقتضاى آن را دارد ، چون انسان به كمال سعادت خود نمىرسد مگر آنكه در اجتماع سعادتمندى زندگى كند كه در آن هر صاحب حقى به حق خود مىرسد . و جامعه روى سعادت را نمىبيند مگر اينكه طبقات مختلف مردم در بهره مندى از مزاياى حيات و برخوردارى از امتعه زندگى در سطوحى نزديك به هم قرار داشته باشند . و به انفاق مالى به
--> ( 1 ، 2 ) كشاف ، ج ، 3 ص 176 .